انوشه
من می اندیشم من هستم
صدا هدیه : برای سید مصطفا کاظمی که برای « ما » شدن می اندیشید . رزیستانس با سقوط برگ های پا ییزی وپژواک شیهه ی اسپ پامیر اشپوختند در دهلیزهای مرگ و خون تک سوار توسن آریایی را که برای عشق فرمان میداد . —————————————————————— ماهایانا آسمان بلند ودور وآیین زمینیان قامت خمیده و در رخوت خود فزود ست .. حتا اینکه ماهایانا ها خاموش وار از شکار گاه برگشته ند و به گوشت خواری نشسته اند .
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت
15:21 توسط فرزاد فرنود | |
| Design By : Night Skin |



