انوشه
من می اندیشم من هستم
عف عف سگ انگلیسی خنیاگران از ضیافت شب دارند پاورچین ، پاورچین قدم برمیدارند تا بر کاخ بلند فارسی شان رسیده و لحظه ی را دم بگیرند . پاپاخ نهاده برسر و غلام فرنگی خرگاه نشین که باباها و اژدادهاش بستاوندهای فلسطین را درپارهای گذشته پابرداشته تا به خراسان جاگذین شده بودند . اما امروز درخیال به هم زدن فارسی زبانان این مرزبوم که درحقیقت مربوب و پرورده ی همین خاک هستند را به سردارند . زبان فارسی همان زبان مولانای بزرگ هست که به خاطرش همین بدبخت های پارگین نشین درکشورهای اروپایی وامریکایی ودرکل درتمام جهان احترام میشوند بازهم دست به چنین جنایاتی میزنند من نمی فهمم که چرا اساتید دانشگاهی و بزرگان زبان فارسی افغانستان این موضوع راجدی نمیگیرند وحقیقت را به این فاشیست های تروریست پرور نمیگویند . درحقیقت اینها همه همان کوچی های درویزه گری هستند که ازین شهر به آن شهرکوچیده و تا اینکه با مهمان نوازی های خراسانیان روبرو شده ودرین دیار باقی مانده اند . « اوغان ده سلام بیردینگ ، قیر تنگه تاوان بیردینگ » ٭ وزیر فرهنگ همان رها شده از تبیله ی خرگاهی با اندیشه ی طالبانی اش با دوستان افغان ملتی خود درنخست نجیب روشن ریس رادیو تلویزیون ملی را از وظیفه اش سبکدوش کرد بعد برنامه های شنیداری ودیداری زبان پشتو را در رادیو تلویزیون ملی افزایش داد به تعقیب آن لوحه ی وزارت اطلات و فرهنگ را به زبان پشتو نوشت و همچنان حمله ی مسلحانه به محوطه ی تلویزیون طلوع کرد. و روی لوحه ی نگارستان ملی گالری ملی نوشتند و هزاران جرم دیگررامرتکب شده ست . چندی پیش پرویزکامبخش دانشجوی سال سوم دانشکده ی روزنامه نگاری دانشگاه بلخ را به جرم توزیع چند پاره نبشته در پیوندبا سوره ی نسا با عنوان زن ستیزی درقرآن ، را یک محکمه ی ابتدایی در مزار شریف حکم اعدامش را صادر کرد واز سوی وزارت فرهنگ هیچ واکنشی صورت نگرفت اکنون آرزوی بستن دهان فارسی زبانان را به خاطر گویش زبان مادری شان به سر پرورانده و دارد عملی میکند . واکنون بصیربابی خبرنگار سابقه داررادیو تلویزیون ملی بلخ را به جرم استفاده از واژه های دانشگاه و دانشکده از وظیفه اش برکنار واستفاده از واژه های فارسی رایک اقدام ضداسلامی دانسته است . دانشگاه و دانشکده همان زبان دیرینه ی مادری هر فارسی زبان هست و تا فردی از فارسی زبانان وجود دارد با همین زبان مادری شان صحبت میکنند . هر خیمه نشین کوچی را کس اجازه نخواهد داد که به ما صحبت کردن یاد دهد . ما کدام شمشیر و تفنگ نداریم جنگ کردن و کشت وخون تازی هارا به ارث نبرده ایم زبان و منطق داریم هنوز گفتارنیک ، کردارنیک ، پندارنیک ورد زبان هرفارسی زبان هست . فرزاد فرنود بیست و پنجم بهمن ماه 1386 خورشیدی —————————————————————————— ٭ اصطلاح ازبکانی است که در شمال افغانستان زندگی میکنند وبه معنی « به افغان سلام دادی صد تنگه تاوان دادی » است ̲ سپاس زیاد از تلویزیون طلوع به ویژه از تیم کاری برنامه ی زنگ خطر کند ، نام نازنین روی سپیدار بلند کابلی بچه Valentine چرایک روز بیهوده ست اینجا ... ؟ هدیه : به مژگان عزیز همان بتی که بیش ازخدا می پرستم . سپیداربی سار آری! دنیاچه تماشایی ست. پس گوش کن: شایدهرچیزراباالفبا بیاغازی پس باشاعر« مرگ برالفبا » بگو! ۱ یادت است؟ شاعرگفته بود: « دهنت رامی بویند، مباداگفته باشی دوستت میدارم» ۲ خنده های نارس ت را الف تا ی قسم باورکن: آب را شسته بودم وقتی برای دیدن « فروغ» ۳ درش رابازکردم، وفتیله ی چراغ دست داشته ام را باد باخودبرد. نازنین! پس دعوت شاعررا لبیک بایدگفت: «چراغ راپیش وحشت باد نگذاریم.» ۴ برای فریاد « روشنی » ۵ سرتعظیم فروآور که دردتاکستان شمالی اوراباخودبرد مگرمیدانی؟ که انگور طعمه ی زنبوراست! آری نازنین! مادربی آنکه بخوابد باید، برای فرزند دوازدهمی شیربدهد،لالایی بخواند وبرای شوهرش هم که درتاشکندبافاحشه ی خوش میگذراند ناموس شود!!! نازنین! برای شیربهانام بگذار! دوعید پیش روست یک نوروز، آه ! نفرین برسنت... به کدام خدادست خواهی برداشت؟ اهورامزدا،بگوان،یهوه ویا الله که پول کفش های برادرم را وقیمت روسری ترا همه ساله ازپدرومادرم به غنیمت میگیرد. یادت است؟ شاعرگفته بود: «معشوق همین جاست،بیایید بیایید.» ۶ برای «آیساف» سلامی بده که مادرگدایی رانفهمیده هدف قرارمیدهد، وبافلسطین وعراق « الله اکبر» بگو ماراکه درد تمام نیست نازنین!!! آری، وکیل شهرت درپارلمان خوابیده ست برای ت سرک خواهد ساخت، برق خواهدآورد وپل درست خواهد کرد!؟ وای برآن روزی که « تعطیل » کردی!!! ومن آری همین من برای کابل خشت می ریزم، شاعرگفته است: « می سازمت،آخرخودم می سازمت.» ۷ ویاشاید پسرک رنگ مال بعدچندبوت به کنسرت ویاسینما برود. تواما، باکدام دست عکس آزادی را ازجیب پسرکی که اسپند دود می کند، به ما نشان خواهی داد؟ یادش بخیرشاعررا که گفته بود: « شهید هشتم اردبهشت خودم هستم » ۸ آری،ماییم... « دست بردار بردار بازهم جنگل گرسنه ست.» ۹ وسپیداربی سار. آری،نازنین! بازهم فال حافظ بردار ودرکنج خانه ی بنشین وبه امیدآن باش که آرزوهای ت برآورده شوند. چیزی که پیش ازمن توقف کردوگمشد به جستجوی آنم شاعرخوب میداند: « آنکه یافت می نشود آنم آروزوست.» ۱۰ فرزاد فرنود بیستم اردبهشت 1386 خورشیدی ―――――――――――――――――――― ١_ نقیب آروین ٢_ احمد شاملو ٣_ فروغ فرخزاد ٤_ آرش آذیش ٥_ لیلا صراحت روشنی ٦_ مولانا جلال الدین محمد بلخی ٧_ داکترسمیع حامد ٨_ زنده یاد قهارعاصی ٩_ سیدعاصف حسینی ١٠_ مولانا جلال الدین محمد بلخی
| Design By : Night Skin |



