انوشه
من می اندیشم من هستم
GIN هیچ می دانی ..؟ وقتی دست های گره زده از سینه ها باز می شوند و به رکوع می روند. وپاهای تپاک زده از بانگ ناقوس کلیسا به هم میرسند . شاید ، مدیحه سرایان خدایانی باشند که خدارا در مزمن جایی به مدحه سرایی نشسته اند . ومن باجام های GIN دراقیانوس لب هات عطرمی گیرم شاید ، زیباترین عبادت « زیبا ترین دریایی ست که در آن نرانده ایم » ٭ ¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯ ٭ ناظم حکمت : شاعر معروف ترکی
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت
18:4 توسط فرزاد فرنود | |
| Design By : Night Skin |



