به سرنوشت گفتم با آنکه با احساسم بازی کرد چه کنم ؟ انگشت بر لبانم گذاشت
گفت صبور باش ،بسپارش به ما که هیچ احدی از سرنوشتش خبری ندارد .
گفت صبور باش ،بسپارش به ما که هیچ احدی از سرنوشتش خبری ندارد .
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 20:58 توسط مکیه منیر
|